• سبنلع

 

 

در جامعه امروز ایرانی، علم و فناوری جدید عموما مقولاتی مستقل از فرهنگ انگاشته میشوند

و دانشمندان و اهل فناوری توسعه کار  خود را بدون توجه به فرهنگ و جامعه رقم میزنند.

در حالی که این اشتباهی فاحش است و تاملات قاطبه اندیشمندان غربی که خاستگاه

علم و فناوری جدید است حکایت از ارتباط دو سویه علم و فناوری با فرهنگ دارد. این مشکل

عموما در ساحت سیاستگذاری و مدیریت خود را بیش از پیش نمایان میسازد چرا که اهالی

مدیریت و اجرا کمتر از اهالی اندیشه و نظر، وُسع و فرصتِ تامل دارند و غفلت ایشان از دلالتهای

فرهنگ و جامعه بر ساحت علم و فناوری بیشتر غفلت میکنند. با این توجه، تدوین دلالتهای فرهنگ

و جامعه بر ساحت علم و فناوری یکی از فعالیتهای مهمی است که جامعه اسلامی ایرانی در پیش رو

دارد و طبعا این فرآیند هم بعد نظری و بنیادی پررنگی دارد و هم در بعد سیاستگذاری و برنامهریزی

نیازمند تاملات فراوانی است. با تامل دقیقتر، مساله اندیشکده تداوم بر سر فرهنگ و جامعه است

و متعاقبا واکاوی رابطه علم با فرهنگ و جامعه و همچنین رابطه فناوری با فرهنگ و جامعه است.

تامل در باب این نسبتها هم در باب علم به ماهو علم، و هم فناوری به ماهو فناوری، و همچنین

در زیرحوزههای علم و فناوری است.